گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۴۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در خودآرایی خطرها مضمرست

حلقه فتراک طاوس از پرست

بی سبکروحی و تمکین آدمی

کشتی بی بادبان و لنگرست

قرب خوبان رنج باریک آورد

رشته را کاهش نصیب از گوهرست

عشق می بخشد تمامی حسن را

شمع بی پروانه تیر بی سرپرست

خلق نیکو عیب را سازد هنر

خامی عنبر کمال عنبرست

بی طلب سیراب می گردد ز می

چون سبو دستی که در زیر سرست

پرتو منت کند دل را سیاه

زنگ این آیینه از روشنگرست

در سخن لعلش قیامت می کند

این نمکدان پر ز شور محشرست

بر عذار لیلی آن خال کبود

چشمه خورشید را نیلوفرست

آتش درویشانه خود ای پسر

از طعام میهمانی بهترست

شیر بیگانه است آش دیگران

شوربای خویش شیر مادرست

صائب از شیرینی گفتار خود

طوطی ما بی نیاز از شکرست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام