گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۱۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به که بر خود نبندد از دربان

در دولت به هر که باز شده است

کرده تا روی خود به درگه حق

صائب از خلق بی نیاز شده است

خطش از خال حقه باز شده است

خالش از خط زبان دراز شده است

چون سپر روی چرخ پرچین است

گره از جبهه که باز شده است؟

صف مژگانش در زبان بازی است

گر چه چشمش به خواب ناز شده است

نیست یک دل گشاده، حیرانم

که در فیض بر که باز شده است

خط مشکین او که ابجد ماست

بوالهوس را خط جواز شده است

رو به دریا نهاده بی لنگر

بی حضور آن که در نماز شده است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام