گنجور

غزل شمارهٔ ۲۱۴۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سبزی که سیاه است ازو روز من این است

سروی که منم فاخته اش این نمکین است

زان شمع نسوزم که ز فانوس حصاری است

گرد سر آن شمع که در خانه زین است

در جبهه من شعله فطرت بتوان دید

چون تیغ عیان جوهرم از چین جبین است

در خانه آیینه چه حاجت به چراغ است؟

بر سینه من داغ نهادن نمکین است

بگذار که صائب ز لبت کام بگیرد

امروز که کنج دهنت بوسه نشین است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام