گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۶۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

رویی کز او نریخته است آبرو کجاست؟

ابرتری که تازه شود جان ازو کجاست؟

تا چون حریم کعبه بگردم به گرد او

یارب درین جهان دل بی آرزو کجاست؟

از تهمت است پیرهن ماه مصر چاک

دامان عصمتی که ندارد رفو کجاست؟

هر چند صیقلی کند آیینه روی خویش

آن جوهری که با تو شود روبرو کجاست؟

چون طوطیان ز من نکشد آبگینه حرف

جز عکس خود مرا طرف گفتگو کجاست؟

آبی جز آب تیغ که از چشم شور خلق

لب تشنه را گره نشود در گلو کجاست؟

صائب ز بس که بر سر هم ریخته است دل

ره شانه را به کاکل آن فتنه جو کجاست؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام