گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

من ملایم کردم از آه آسمان سخت را

نرم از آتش می توان کردن کمان سخت را

سختی ایام را مردن تلافی می کند

عذرخواهی هست چون مغز استخوان سخت را

گر نمی گردید پیدا، مصرفی چون بیستون

ما چه می کردیم چون فرهاد، جان سخت را

سختیی کان نیست ذاتی، زود زایل می شو

می توان کردن به آبی نرم، نان سخت را

نرمتر از مغز گردانید در کام هما

زور بازوی قناعت، استخوان سخت را

نیست حرف نرم را تأثیر در آهن دلان

ناوک از فولاد می باید نشان سخت را

قسمت منصور از دار فنا خمیازه بود

من کشیدم گوش تا گوش این کمان سخت را

ناله گرمی اگر صائب به فریادم رسد

می کنم نرم آن دل نامهربان سخت را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام