گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۵۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در ره عشق که در هر قدمش صد خطرست

دیده آبله را هر مژه از نیشترست

همچو خورشید به یک چشم ببین عالم را

که سرافراز شدن در گرو این نظرست

تشنه باز آمدن از چشمه حیوان سهل است

از قدح با لب مخمور گذشتن هنرست

رحم بر بال وپر خویش کن ای مرغ حرم

نامه حسرت ما خونی صد بال و پرست

چون صدف کاسه دریوزه به نیسان نبریم

جگر تفته ما تشنه آب گهرست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد با قر نوشته:

با سلام معنی مصرع دوم بیت اول برایم مفهوم نیست

کانال رسمی گنجور در تلگرام