گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۱۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هیچ جوینده ندانست که جای تو کجاست

آخر ای خانه برانداز سرای تو کجاست؟

روزنی نیست که چون ذره نجستیم ترا

هیچ روشن نشد ای شمع که جای تو کجاست

گر وفای تو فزون است ز اندازه ما

آخر ای دلبر بیرحم، جفای تو کجاست؟

جنگ و بدخویی و بیرحمی و بی پروایی

همه هستند به جا، صلح و صفای تو کجاست؟

ای نسیم سحر، ای غنچه گشاینده دل

وقت یاری است، دم عقده گشای تو کجاست؟

بوسه ای از لب شیرین تو ای تنگ شکر

ما گرفتیم نخواهیم، عطای تو کجاست؟

صائب از گرد خجالت شده در خاک نهان

موجه رحمت دریای عطای تو کجاست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام