گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۹۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گر چنین شمشیر آن بیباک خواهد بر گرفت

موج خون زنگ از دل افلاک خواهد بر گرفت

خاکها در کاسه چشم غزالان کرده است

کی مرا از خاک آن فتراک خواهد بر گرفت؟

آن که از خود برندارد ناز از گردنکشی

کی غمم از خاطر غمناک خواهد برگرفت؟

هر غباری کز دلم اشک صراحی برنداشت

در بهاران آب چشم تاک خواهد بر گرفت

زود می گردد کباب آرزوها خامسوز

گر نقاب از روی آتشناک خواهد بر گرفت

سهل باشد کرد اگر عالم زبان بر من دراز

سیل اشک از راهم این خاشاک خواهد بر گرفت

روی آتشناک خود را می کند شمع مزار

گر به این تمکین مرا از خاک خواهد برگرفت

شاخ گل کرده است در گلزار خوش دستی بلند

تا بر و دوش که را از خاک خواهد برگرفت؟

هیچ زین به نیست صائب کز سر من وا شود

عقده ای گر از دلم افلاک خواهد برگرفت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام