گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۸۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آه سرم در تو ای آتش عنان خواهد گرفت

خون بلبل را خوان از گلستان خواهد گرفت

شعله حسن جهانسوزت فرو خواهد نشست

لاله ات را داغ حسرت در میان خواهد گرفت

سنبل زلفت ز یکدیگر پریشان می شود

هر گرفتاری به شاخی آشیان خواهد گرفت

سرمه آشوب خواهد ریخت از مژگان تو

ماه نو از دست ابرویت کمان خواهد گرفت

ملک حسنت را کز آن صبح تجلی گوشه ای است

لشکر خط قیروان تا قیروان خواهد گرفت

شعله واسوختن از سینه ها سر می کشد

آتش بیتابیت در مغز جان خواهد گرفت

بوسه دندان تغافل بر جگر خواهد نهاد

سجده احرام سفر زان آستان خواهد گرفت

رنگ ریزی های پی در پی تماشاکردنی است

در گلستانت دم سرد خزان خواهد گرفت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام