گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خواب وقت فیض در محراب می گیرد مرا

چون سگان در صبح دام خواب می گیرد مرا

در مسبب گر چه از اسباب رو آورده ام

دل همان از عالم اسباب می گیرد مرا

با حواس جمع، خود را جمع کردن مشکل است

دل درین منزل به چندین باب می گیرد مرا

نفس ظلمانی به ظلمت بس که عادت کرده است

دل چو دزدان از شب مهتاب می گیرد مرا

می تپم چون کبک، زیر بال و پر شهباز را

دولت بیدار اگر در خواب می گیرد مرا

لغزشی چون شبنم گل گر ز من صادر شود

جذبه خورشید عالمتاب می گیرد مرا

در بهاران تازه گردد داغ هر تخمی که سوخت

بیشتر دل از شراب ناب می گیرد مرا

راه من دایم دو چندان می شود از کاهلی

در میاه راه، صائب خواب می گیرد مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام