گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۳۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نه همین آن سنگدل ما را فرامش کرده است

مستی دارد که دنیا را فرامش کرده است

آنچنان کز نقشها آیینه باشد بی خبر

دیده حیران تماشا را فرامش کرده است

یاد دریا تازه دارد قطره را هر جا که هست

قطره پندارد که دریا را فرامش کرده است

در حریم سینه من با خیال یار، دل

حالتی دارد که دنیا را فرامش کرده است

هر کسی گویند دارد نوبتی در آسیا

آسمان چون نوبت ما را فرامش کرده است؟

طوطی ما بس که مشغول تماشای خودست

صائب آن آیینه سیما را فرامش کرده است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام