گنجور

غزل شمارهٔ ۷۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

نه گل، نه لاله درین خارزار می‌ماند

دویدنی به نسیم بهار می‌ماند

مل خنده بود گریهٔ پشیمانی

گلاب تلخ ز گل یادگار می‌ماند

مگر شهید به این تیغ کوه شد فرهاد؟

که لاله‌اش به چراغ مزار می‌ماند

مه تمام، هلال و هلال شد مه بدر

به یک قرار که در روزگار می‌ماند؟

چنین که تنگ گرفته است بر صدف دریا

چه آب در گهر شاهوار می‌ماند؟

ز لاله و گل این باغ و بوستان صائب

به باغبان جگر داغدار می‌ماند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

عباس نوشته:

ظاهرا به جای مآل که به معنای محل رجوع و یا به معنی عاقبت و سرانجام است به اشتباه مل تایپ شده و صحیح آن این است:
مآل خنده بود گریه پشیمانی
گلاب تلخ زگل یادگار می ماند

کانال رسمی گنجور در تلگرام