گنجور

غزل شمارهٔ ۴۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

دنبال دل کمند نگاه کسی مباد

این برق در کمین گیاه کسی مباد

از انتظار، دیدهٔ یعقوب شد سفید

هیچ آفریده چشم به راه کسی مباد

از توبهٔ شکسته، زمین گیر خجلتم

این شیشهٔ شکسته به راه کسی مباد

یا رب که هیچ دیده ز پرواز بی محل

منت‌پذیر از پر کاه کسی مباد

لرزد دلم ز قامت خم همچو برگ بید

دیوار پی‌گسسته پناه کسی مباد

در حیرتم که توبه کنم از کدام جرم

بیش از شمار، جرم و گناه کسی مباد

صائب دلم سیاه شد از کثرت گناه

این ابر تیره پردهٔ ماه کسی مباد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حدادی نوشته:

اگر کسی میتواند راجع به بیت چهارم توضیحاتی اراِِِیه نماید درک معنی آن قدری ثقیل است

رسته نوشته:

در قدیم یک رسم عامیانه وجود داشت که برای آرام کردن چشم پریدن برگ کاهی روی پلک جشم می گذاشتند. این مضمون را صائب بارها در اشعار خود به کار برده است ، به مثال های زیر توجه کنید:
چین که می پرد از حرص خاکیان را چشم
عجب اگر پر کاهی به کهکشان ماند

یا

قسمت این بود که از دفتر پرواز بلند
به من خسته به جز چشم پریدن نرسد

یا

مرا از خرمن فلک چون چشم
پر کاهی است حاصل از پریدن

یا

در این ریاض چو چشم آن ضعیف پروازم
که برگ کاه شود مانع پریدن من

یا

چندان که در این دایره چون چشم پریدم
حاصل نشد از خرمن دونان پر کاهم

کانال رسمی گنجور در تلگرام