گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

عقل سالم ز می ناب نیاید بیرون

کشتی کاغذی از آب نیاید بیرون

تا به روشنگر دریا نرساند خود را

تیرگی از دل سیلاب نیاید بیرون

یک جهت شو که ز صد زاهد شیاد، یکی

خالص از بوتهٔ محراب نیاید بیرون

رو نهان می‌کند از روشنی دل شیطان

دزد بیدل شب مهتاب نیاید بیرون

به صد امید، دل شبنم ما آب شده است

آه اگر مهر جهانتاب نیاید بیرون

نزند دست به دامان اجابت صائب

ناله‌ای کز دل بیتاب نیاید بیرون

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام