گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

بوی گل و نسیم صبا می‌توان شدن

گر بگذری ز خویش، چها می‌توان شدن

شبنم به آفتاب رسید از فتادگی

بنگر که از کجا به کجا می‌توان شدن

چوگان مشو که از تو خورد زخم بر دلی

تا همچو گوی بی سر و پا می‌توان شدن

زنهار تا گره نشوی بر جبین خاک

درفرصتی که عقده‌گشا می‌توان شدن

دوری ز دوستان سبکروح مشکل است

ورنه ز هر چه هست جدا می‌توان شدن

صائب در بهشت گرفتم گشاده شد

از آستان عشق کجا می‌توان شدن؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

پویا نوشته:

بشکن حصار خویش و برو در دیار عشق
کانجا رها ز چون و چرا می توان شدن

پاسخ: محل بیت لطفاً؟

پویا نوشته:

گر بگذری ز خویش چها می توان شدن

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

پویا نوشته:

حاشیه اول استقبالیست توسط پویا

کانال رسمی گنجور در تلگرام