گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

ما تازه روی چون صدف از دانهٔ خودیم

خرسند از محیط به پیمانهٔ خودیم

ما را غریبی از وطن خود نمی‌برد

در کعبه‌ایم و ساکن بتخانهٔ خودیم

از هوش می‌رویم به گلبانگ خویشتن

در خواب نوبهار ز افسانهٔ خودیم

نوبت به کینه جویی دشمن نمی‌دهیم

سنگی گرفته در پی دیوانهٔ خودیم

در بوم این سیاه دلان جغد می‌شویم

ورنه همای گوشهٔ ویرانهٔ خودیم

گرد گنه به چشمهٔ کوثر نمی‌بریم

امیدوار گریهٔ مستانهٔ خودیم

چون کوهکن به تیشهٔ خود جان سپرده‌ایم

در زیر بار همت مردانهٔ خودیم

صائب ز فیض خانه بدوشی درین بساط

هر جا که می‌رویم به کاشانهٔ خودیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام