گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

ما دستخوش سبحه و زنار نگشتیم

در حلقهٔ تقلید گرفتار نگشتیم

خود را به سراپردهٔ خورشید رساندیم

چون شبنم گل، بار به گلزار نگشتیم

در دامن خود پای فشردیم چو مرکز

گرد سر هر نقطه چو پرگار نگشتیم

چون خشت نهادیم به پای خم می سر

بر دوش کسی همچو سبو بار نگشتیم

ما را به زر قلب خریدند ز اخوان

بر قافله از قیمت کم، بار نگشتیم

چون یوسف تهمت زده، از پاکی دامن

در چشم عزیزان جهان، خوار نگشتیم

صد شکر که با صد دهن شکوه درین بزم

شرمندهٔ بیتابی اظهار نگشتیم

افسوس که چون نخل خزان دیده درین باغ

دستی نفشاندیم و سبکبار نگشتیم

فریاد که سوهان سبکدست حوادث

شد ساده ز دندانه و هموار نگشتیم

صائب مدد خلق نمودیم به همت

درظاهر اگر مالک دینار نگشتیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام