گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

ترک سر کردم، ز جیب آسمان سر بر زدم

بی گره چون رشته گشتم، غوطه در گوهر زدم

صبح محشر عاجز از ترتیب اوراق من است

بس که خود را در سراغ او به یکدیگر زدم

شد دلم از خانهٔ بی روزن گردون سیاه

همچو آه از رخنهٔ دل عاقبت بر در زدم

آن سیه رویم که صد آیینه را کردم سیاه

وز غلط بینی در آیینهٔ دیگر زدم

چون کف دریا پریشان سیر شد دستار من

بس که چون دریا، کف از شور جنون بر سر زدم

می‌خورم بر یکدگر از جنبش مژگان او

من که چندین بار تنها بر صف محشر زدم

هر چه می‌آرد رعونت، دشمن جان من است

تیغ خون آلود شد گر شاخ گل بر سر زدم

تلخی گفتار بر من زندگی را تلخ داشت

لب ز حرف تلخ شستم، غوطه در شکر زدم

این جواب آن که می‌گوید نظیری در غزل

تا کواکب سبحه گردانید، من ساغر زدم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام