گنجور

غزل شمارهٔ ۲۱

 
رضی‌الدین آرتیمانی
رضی‌الدین آرتیمانی » غزلیات
 

غم عشق تو ای حور پریزاد

ز غم‌های جهانم کرد آزاد

چه غم از خاطرت رفتم و لیکن

غمت ما را نخواهد رفت از یاد

به اهل درد، خوبان را سری نیست

به هرزه عمر ضایع کرد فرهاد

شکیبم رفت و دین و دانشم شد

ز دست این دل دیوانه فریاد

رضی گویا ز هجران مرده باشد

که نامش از زبان خلق افتاد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام