گنجور

در خاصیت گوشه گرفتن

 
اوحدی
اوحدی » جام جم
 

خوبرویان چو رخ همی پوشند

عاشقان در طلب همی کوشند

یافت عنقا به عزلت و دوری

قاف تا قاف نام مستوری

هر که او عزلت اختیار نکرد

دست با دوست در کنار نکرد

خنک آنکس که او برید از خلق

دامن و روی در کشید از خلق

کار اگر با خدات خواهد بود

این تعلق بلات خواهد بود

طفل معنی به کام پرورده

نشود جز درین پس پرده

تا تو اندر میان انبوهی

روز و شب در عذاب و اندوهی

گرگ آزاد ریسمان در حلق

کیست؟ خلوت‌نشین دل با خلق

دل مخوان، ای پسر، که دول بود

آنکه در چاه خلق گول بود

ریسمانیست سست صورت جاه

تو به این ریسمان مرو در چاه

چون به خلوت روی مبر با خویش

فکر اسباب صورت، از کم و بیش

چون نبی دور شد ز بیع و شری

کنج خلوت گزید و غار حری

عزت غار بود و عزلت شهر

منتج عیش عمر و عشرت دهر

ماه یکشب که در برو بستند

مردم او را ز بامها جستند

خود ز عزلت زیان نبیند کس

کز خموشیست سود عزلت و بس

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام