گنجور

در تربیت اولاد

 
اوحدی
اوحدی » جام جم
 

شرم دار، ای پدر، ز فرزندان

ناپسندیده هیچ مپسند آن

با پسر قول زشت و فحش مگوی

تا نگردد لئیم و فاحشه گوی

تو بدارش به گفتها آزرم

تا بدارد ز کرده‌های تو شرم

بچهٔ خویش را به ناز مدار

نظرش هم ز کار باز مدار

چون به خواری برآید و سختی

نکشد محنت و زبون بختی

کارش آموز، تا شود بنده

جور کن، تا شود سر افگنده

مدهش دل، که پهلوان گردد

تو شوی پیر و او جوان گردد

گر کمانش خری، چو تیر شود

ور کمر یافت، خود اسیر شود

ننشیند، سفر کند ز برت

بگدازد ز هجر خود جگرت

هر دم آید به روی او خطری

هر زمان آورند ازو خبری

مادر از اشتیاق او میرد

پدر اندر فراق او میرد

چون هوس کرد پنجه و کشتیش

گر اجازت دهی همی کشتیش

یا به جنگیش برند و سر بدهد

یا شود دزد مال و زر بنهد

گر چه فرزند کشتهٔ تو بود

این بلا دست‌رشتهٔ تو بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مصطفی نوشته:

سلام

میشه معنی این بیت رو بگید منظورش از مصرع دومش چیه

گر کمانش خری، چو تیر شود

ور کمر یافت، خود اسیر شود

و همچنین معنی بیت زیر :

چون هوس کرد پنجه و کشتیش

گر اجازت دهی همی کشتیش

ممنون

رسته نوشته:

معنی بیت ۸
گر کمانش خری، چو تیر شود
ور کمر یافت، خود اسیر شود
اگر کمان برای پسرت بخری او مانند تیر می شود. اگر او کمر یافت اسیر خواهد شد. کمر یافتن کنایه از بلندی یافتن است . فردوسی می گوید

به مردی رسد برکشد سر به ماه
کمر جوید و تاج و تخت و کلاه .

اوحدی صوفی مسلک بوده است در تربیت فرزند توصیه می کند که روش درویشی پیشه کند اگر فرزند سپاهی و لشکری شد باید به جنگ رود و مادر را عزا دارد کند، اگر مقام و بلندی یافت خود اسیر مقام و مافوق خود خواهد شد.

بیت ۱۲

چون هوس کرد پنجه و کشتیش
گر اجازت دهی همی کشتیش
اگر هوس کشتی گرفتن و پنجه در افکندن را کرد و تو اجازه دادی که آن کار را بکند مانند آن است که او را کشته باشی

کانال رسمی گنجور در تلگرام