گنجور

بخش ۲۲ - گفتار بلیناس

 
نظامی
نظامی » خمسه » خردنامه
 

بلیناس دانا به زانو نشست

زمین را طلسم زمین بوسه بست

که چندانکه هست آفرینش به جای

شها بر تو باد آفرین خدای

ز دانش مبادا دل شاه دور

که با نور به دیده با دیده نور

چو فرهنگ خسرو چنان بازجست

که پیدا کنم رازهای نخست

نخستین طلسمی که پرداختند

زمین بود و ترکیب ازو ساختند

چو نیروی جنبش در او کرد کار

به افسردگی زو برآمد بخار

از او هر چه رخشنده و پاک بود

سزاوار اجرام افلاک بود

دگر بخشهاکان بلندی نداشت

بهر مرکزی مایه‌ای می گذاشت

یکی بخش از او آتش روشن است

که بالاترین طاق این گلشن است

دوم بخش ازو باد جنبنده خوست

که تا او نجنبد ندانند کوست

سوم بخش ازو آب رونق پذیر

که هستش ز راوق گری ناگزیر

همان قسمت چارمین هست خاک

ز سرکوب گردش شده گردناک

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام