گنجور

غزل شمارهٔ ۹۹۸

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

آتش عشق تو قلاووز شد

دوش دلم سوی دل افروز شد

چون به سخن داشت مرا دوش یار

چون به دم گرم جگرسوز شد

من چه زنم با دم و با مکر او

کو به دغل بر همه پیروز شد

این دل من ساده و بی‌مکر بود

دید دغل‌هاش بدآموز شد

هر چه به عالم خوشی شهوتست

همچو پنیر آفت هر یوز شد

آه که شب جمله در این وعده رفت

بوسه دهم بوسه دهم روز شد

یار برهنه به قبا میل کرد

عقل دگربار کمردوز شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام