گنجور

غزل شمارهٔ ۹۹۳

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

زان ازلی نور که پرورده‌اند

در تو زیادت نظری کرده‌اند

خوش بنگر در همه خورشیدوار

تا بگدازند که افسرده‌اند

سوی درختان نگر ای نوبهار

کز دی دیوانه بپژمرده‌اند

لب بگشا هیکل عیسی بخوان

کز دم دجال جفا مرده‌اند

بشکن امروز خمار همه

کز می تو چاشنیی برده‌اند

درده تریاق حیات ابد

کاین همگان زهر فنا خورده‌اند

همچو سحر پرده شب را بدر

کاین همه محجوب دو صد پرده‌اند

بس کن و خاموش مشو صدزبان

چونک یکی گوش نیاورده‌اند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رسته نوشته:

بیت دو

ظاهرا غلط: بگذارند
شاید بهتر باشد: بگدازند

پاسخ: جایگزینی مطابق نظر شما صورت گرفت.

کانال رسمی گنجور در تلگرام