گنجور

غزل شمارهٔ ۷۱۹

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ای اهل صبوح در چه کارید

شب می‌گذرد روا مدارید

ماننده آفتاب رخشان

از جام صبوح سر برآرید

ای شب شمران اگر شمارست

باری شب زلف او شمارید

زخمی که زدست وانمایید

گر پنجه شیر را شکارید

در خواب شوید ای ملولان

وین خلوت را به ما سپارید

می‌آید آن نگار امشب

چون منتظران آن نگارید

زان روی که شمس دین تبریز

داند که شما در انتظارید

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام