گنجور

غزل شمارهٔ ۶۶۹

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

چو شب شد جملگان در خواب رفتند

همه چون ماهیان در آب رفتند

دو چشم عاشقان بیدار تا روز

همه شب سوی آن محراب رفتند

چو ایشان را حریف از اندرونست

چه غم دارند اگر اصحاب رفتند

همه در غصه و در تاب و عشاق

به سوی طره پرتاب رفتند

همه اندر غم اسباب و ایشان

قلنداروار بی‌اسباب رفتند

کی یابد گرد ایشان را که ایشان

چو برق و باد سخت اشتاب رفتند

تو چون دلوی بر بن دولاب می‌گرد

که ایشان برتر از دولاب رفتند

ببین آن‌ها که بند سیم بودند

درون خاک چون سیماب رفتند

ببین آن‌ها که سیمین بر گزیدند

به روی سرخ چون عناب رفتند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد نوشته:

قلنداروار بی‌اسباب رفتند —> احتمالا 《قلندروار》صحیح است
کی یابد گرد ایشان را که ایشان —> احتمالا 《که یابد》صحیح است

کانال رسمی گنجور در تلگرام