گنجور

غزل شمارهٔ ۶۶۱

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

بیا ای زیرک و بر گول می‌خند

بیا ای راه دان بر غول می‌خند

چو در سلطان بی‌علت رسیدی

هلا بر علت و معلول می‌خند

اگر بر نفس نحسی دیو شد چیر

برو بر خاذل و مخذول می‌خند

چو مرده مرده‌ای را کرد معزول

تو خوش بر عازل و معزول می‌خند

مثال محتلم پندار عزلش

تو هم بر فاعل و مفعول می‌خند

یکی در خواب حاصل کرد ملکی

برو بر حاصل و محصول می‌خند

سؤالی گفت کوری پیش کری

دلا بر سائل و مسول می‌خند

وگر گوید فروشستم فلان را

هلا بر غاسل و مغسول می‌خند

چو نقدت دست داد از نقل بس کن

خمش بر ناقل و منقول می‌خند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام