گنجور

غزل شمارهٔ ۶۱۱

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ای خفته شب تیره هنگام دعا آمد

وی نفس جفاپیشه هنگام وفا آمد

بنگر به سوی روزن بگشای در توبه

پرداخته کن خانه هین نوبت ما آمد

از جرم و جفاجویی چون دست نمی‌شویی

بر روی بزن آبی میقات صلا آمد

زین قبله به یاد آری چون رو به لحد آری

سودت نکند حسرت آنگه که قضا آمد

زین قبله بجو نوری تا شمع لحد باشد

آن نور شود گلشن چون نور خدا آمد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام