گنجور

غزل شمارهٔ ۵۰۵

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

پیشتر آ روی تو جز نور نیست

کیست که از عشق تو مخمور نیست

نی غلطم در طلب جان جان

پیش میا پس به مرو دور نیست

طلعت خورشید کجا برنتافت

ماه بر کیست که مشهور نیست

پرده اندیشه جز اندیشه نیست

ترک کن اندیشه که مستور نیست

ای شکری دور ز وهم مگس

وی عسلی کز تن زنبور نیست

هر که خورد غصه و غم بعد از این

با رخ چون ماه تو معذور نیست

هر دل بی‌عشق اگر پادشاست

جز کفن اطلس و جز گور نیست

تابش اندیشه هر منکری

مقت خدا بیند اگر کور نیست

پیر و جوان کو خورد آب حیات

مرگ بر او نافذ و میسور نیست

پرده حق خواست شدن ماه و خور

عشق شناسید که او حور نیست

مفخر تبریز تویی شمس دین

گفتن اسرار تو دستور نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ادروک نوشته:

زنبور به فارسی وسپه است و همان wasp انگلیسی است

کانال رسمی گنجور در تلگرام