گنجور

غزل شمارهٔ ۴۳۳

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

اندر این جمع شررها ز کجاست

دود سودای هنرها ز کجاست

من سر رشته خود گم کردم

کاین مخالف شده سرها ز کجاست

گر نه دل‌های شما مختلفند

در من از جنگ اثرها ز کجاست

گر چو زنجیر به هم پیوستیم

این فروبستن درها ز کجاست

گر نه صد مرغ مخالف این جاست

جنگ و برکندن پرها ز کجاست

ساقیا باده به پیش آر که می

خود بگوید که دگرها ز کجاست

تو اگر جرعه نریزی بر خاک

خاک را از تو خبرها ز کجاست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سینا فارسیان نوشته:

با درود و عرض ادب
در مصرع آخر بجای خبرها از اثرها هم استفاده شده
خاک را از تو اثرها ز کجاست…
البته هردو درسته

کانال رسمی گنجور در تلگرام