گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۷۸

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

در دل من پردهٔ نو می‌زنی

ای دل و ای دیده و ای روشنی

پرده توی وز پس پرده توی

هر نفسی شکل دگر می‌کنی

پرده چنان زن که بهر زخمهٔ

پردهٔ غفلت ز نظر برکنی

شب منم و خلوت و قندیل جان

خیره که تو آتشی یا روغنی

بی‌من و تو، هر دو توی، هر دو من

جان منی، آن منی، یا منی

نکتهٔ چون جان شنوم من ز چنگ

تنتن تنتن، که تو یعنی تنی

گر تنم و گر دلم و گر روان

شاد بدانم که توم می‌تنی

از تو چرا تازه نباشم؟! که تو

تازگی سرو و گل و سوسنی

از تو چرا نور نگیرم؟! که تو

تابش هر خانه و هر روزنی

از تو چرا زور نیابم؟! که تو

قوت هر صخره و هر آهنی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

علی قمصری » برف خوانی » پرده ی نو (آن سوی نقطه چین)

علیرضا افتخاری » عاشقا سلام عاشقا درود » دل سرمست

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رضا اهور نوشته:

هر دو توی
در بیت ۵ بجای “توی” تویی باید بوده باشد.

رضا اهور نوشته:

پرده توی وز پس پرده توی
بجای ” پرده توی”
پرده تویی وز پس پرده تویی به نظر درست میاید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام