گنجور

غزل شمارهٔ ۳۰۲۳

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

قصر بود روح ما نی تل ویرانه‌ای

همدم ما یار ما نی دم بیگانه‌ای

بادیه‌ای هایلست راه دل و کی رسد

جز که دل پردلی رستم مردانه‌ای

نی دل خصم افکنی بل دل خویش افکنی

نی دل تن پروری عاشق جانانه‌ای

چونک فروشد تنش در تک خاک لحد

رست درخت قبول از بن چون دانه‌ای

عاشق آن نور کیست جز دل نورانیی

فتنه آن شمع چیست جز تن پروانه‌ای

مسرح روح الله است جلوه روح القدس

زانک ورا آفتاب هست عزبخانه‌ای

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام