گنجور

غزل شمارهٔ ۳۰۱۷

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

لاله ستانست از عکس تو هر شوره‌ای

عکس لبت شهد ساخت تلخی هر غوره‌ای

مصحف عشق تو را دوش بخواندم به خواب

آه که چه دیوانه شد جان من از سوره‌ای

مشکل هر دو جهان آه چه حلوا شود

گر شکر تو شود مغز شکربوره‌ای

چهره چون آفتاب بر تن چون غوره تاب

تا بشود پرشکر در تن هر روده‌ای

وا شدن از خویشتن هست ز ماسوره سهل

چونک سر رشته یافت خصم ز ماسوره‌ای

جسم که چون خربزه‌ست تا نبری چون خورند

بشکن و پیدا شود قیمت لاهوره‌ای

آه که ندیدی هنوز بر سر میدان عشق

رقص کنان کله‌ها هر طرفی کوره‌ای

پیش طبیب دو کون رفتم بیمار عشق

نبض دلم می‌جهید در کف قاروره‌ای

گفتمش ای شمس دین مفخر تبریز آه

جز ز تو یابد شفا علت ناسوره‌ای

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دکتر فرشاد عربی نوشته:

در بیت دوم، مصرع دوم:
باید آه را به صورت أه (کوتاه ، بر وزن وه) خواند:
أه که چه دیوانه شد جان من از سوره ای.

دکتر فرشاد عربی نوشته:

نظیر تلفظ فوق را در این بیت از دیوان کبیر هم می بینیم که برای مولانا امری مسبوق به سابقه است که
در مصرع اول آه و در مصرع دوم بایستی أه خوانده شود:
آه دردت را ندارم محرمی
چون علی اه می‌کنم در قعر چاه
غزل شمارهٔ ۲۳۸۰

کانال رسمی گنجور در تلگرام