گنجور

غزل شمارهٔ ۲۹۴۵

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ای حیله‌هات شیرین تا کی مرا فریبی

آن را که ملک کردی دیگر چرا فریبی

اما چو جمله عالم ملک تو است کلی

بیرون ز ملکت خود دیگر که را فریبی

داوود را فریبی در دام ملک و دولت

و ایوب را دگرگون اندر بلا فریبی

آن را به دانه بردی وین را به دام بردی

آن دام دانه شد چون تو خوش لقا فریبی

فرعون عالمی را بفریبد و نداند

کان خاین دغا را هم در دغا فریبی

ای کمترین فریبت صد خونبهای صیدان

ای پربها که او را تو بی‌بها فریبی

ای دل خدا کسی را دانی چه سان فریبد

آخر تو جملگان را خود از خدا فریبی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام