گنجور

غزل شمارهٔ ۲۸۹۵

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

چاره‌ای کو بهتر از دیوانگی

بسکلد صد لنگر از دیوانگی

ای بسا کافر شده از عقل خویش

هیچ دیدی کافر از دیوانگی

رنج فربه شد برو دیوانه شو

رنج گردد لاغر از دیوانگی

در خراباتی که مجنونان روند

زود بستان ساغر از دیوانگی

اه چه محرومند و چه بی‌بهره‌اند

کیقباد و سنجر از دیوانگی

شاد و منصورند و بس بادولتند

فارسان لشکر از دیوانگی

برروی بر آسمان همچون مسیح

گر تو را باشد پر از دیوانگی

شمس تبریزی برای عشق تو

برگشادم صد در از دیوانگی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ابراهیم نوشته:

در بیت اول مصراع دوم بگسلد درست می باشد به معنی جدا میشود

کانال رسمی گنجور در تلگرام