گنجور

غزل شمارهٔ ۲۷۶۸

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ساقی انصاف خوش لقایی

از جا رفتم تو از کجایی

گر بنده بگویمت روا نیست

ترسم که بگویمت خدایی

خاموش نمی‌هلی که باشم

راه گفتن نمی‌گشایی

می‌افشاری مرا چو انگور

معشوق نه‌ای مرا بلایی

گر چشم ببندم از تو کفر است

زیرا که تو نور می‌فزایی

ور بگشایم بگویی منگر

در ما تو بدیده هوایی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام