گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۱۹

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

گل گفت مرا نرمی از خار چه می‌جویی

گفتم که در این سودا هشیار چه می‌جویی

گفتا که در این سودا دلدار تو کو بنما

گفتم نشدی بی‌دل دلدار چه می‌جویی

گفتا هله مستانه بنما ره خمخانه

گفتم که برو طفلی خمار چه می‌جویی

گفتا ز چه بی‌هوشی بنمای چه می‌نوشی

گفتم برو ای مسکین هشدار چه می‌جویی

گفتا که چه گلزار است کز وی نرسد بویی

گفتم اگرت بو نیست گلزار چه می‌جویی

گفتا که وفاجویان خوابی است که می‌بینند

گفتم که خیال خواب بیدار چه می‌جویی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

فرید نوشته:

این شعر را استاد صادق فطرت ناشناش ّواز خوان افغان بسیار خو خوانده است

کانال رسمی گنجور در تلگرام