گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۷

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

از سینه پاک کردم افکار فلسفی را

در دیده جای کردم اشکال یوسفی را

نادر جمال باید کاندر زبان نیاید

تا سجده راست آید مر آدم صفی را

طوری چگونه طوری نوری چگونه نوری

هر لحظه نور بخشد صد شمع منطفی را

خورشید چون برآید هر ذره رو نماید

نوری دگر بباید ذرات مختفی را

اصل وجودها او دریای جودها او

چون صید می‌کند او اشیاء منتفی را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ا.س نوشته:

سلام. میخوام بدونم بیت آخر چطور با ابیات بالا قافیه شده. -فی را قافیه است و بیت آخر شده زبان را. متشکرم

ساسان نوشته:

بیت أخر مطلع غزل بعدی است اشتباها اینجا تایپ شده است از روی تصحیح فروزانفر می گویم

پاسخ: با تشکر، با استناد به تحقیق جنابعالی بیت آخر (این جا کسیست پنهان خود را مگیر تنها-بس تیز گوش دارد مگشا به بد زبان را) مطلع غزل بعد شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام