گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۰۶

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

همیشه من چنین مجنون نبودم

ز عقل و عافیت بیرون نبودم

چو تو عاقل بدم من نیز روزی

چنین دیوانه و مفتون نبودم

مثال دلبران صیاد بودم

مثال دل میان خون نبودم

در این بودم که این چون است و آن چون

چنین حیران آن بی‌چون نبودم

تو باری عاقلی بنشین بیندیش

کز اول بوده‌ام اکنون نبودم

همی‌جستم فزونی بر همه کس

چو صید عشق روزافزون نبودم

چو دود از حرص بالا می دویدم

به معنی جز سوی هامون نبودم

چو گنج از خاک بیرون اوفتادم

که گنجی بودم و قارون نبودم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

بیژن کامکار » دف و نی » آواز و نی ۳

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام