گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۱۹

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

بباید عشق را ای دوست دردک

دل پردرد و رخساران زردک

ای بی‌درد دل و بی‌سوز سینه

بود دعوی مشتاقیت سردک

جهان عشق بس بی‌حد جهانست

تو داری دیدگان نیک خردک

چه داند روستایی مخزن شاه

کماج و دوغ داند جان کردک

بجز بانگ دفت نبود نصیبی

چو هستی چون خصی در روز گردک

اگر خواهی که مرد کار گردی

ز کار و بار خود شو زود فردک

چو چیزی یافتی خود را تو مفروش

به پیش هر دکان مانند قردک

که دعوی مردیت بی‌جان مردان

بدان آرد که گویندت که مردک

اگر ناگاه مردی پیش افتد

به خون خود دری کاری نبردک

تو دیده بسته‌ای در زهد می‌باش

به تسبیح و به ذکر چند وردک

مکن شیخی دروغی بر مریدان

ار آن ناز و کرشمه ای فسردک

شه شطرنجی ار تو کژ ببازی

به شمس الدین تبریزی تو نردک

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

بی سوات نوشته:

در بیت هفتم قردک به چه معناست من زدم نه توی دهخدا و نه جای دیگری این کلمه نبود
۲/ قبلا هم پیشنهاد داده بودم لطفا ابیات شماره گذاری شوند تا درج نظرات متناسب با شماره ابیات راحت تر باشه نیازی به شمارش امثال من بی سوات نباشه ممنون

شمس الحق نوشته:

دوست عزیز و محترم ، دو سه سطر بالاتر آنجا که به رنگ قرمز نوشته [ شماره گذاری ابیات ] اگر رویش کلیک بفرمایید همه ابیات شماره گذاری میشوند ، در خصوص فردک و قردک و نیز سایر کلمات انتهای ابیات [ اوزان و قوافی ] آن حرف ک به اصطلاح کاف تصغیر است و حضرتعالی اگر معانی فرد و قرد را جستجو بفرمایید نتیجۀ مطلوب حاصل خواهد شد .

مسعود نوشته:

خواهش میکنم در صورت امکان و موجود بودن تفسیر ، درقسمت حاشیه قرار بدهید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام