غزل شمارهٔ ۱۱۸
بنمود وفا از این جا
هرگز نرویم ما از این جا
این جا مدد حیات جانست
ذوقست دو چشم را از این جا
این جاست که پا به گل فرورفت
چون برگیریم پا از این جا
این جا به خدا که دل نهادیم
کس را مبر ای خدا از این جا
این جاست که مرگ ره ندارد
مرگست بدن جدا از این جا
زین جای برآمدی چو خورشید
روشن کردی مرا از این جا
جان خرم و شاد و تازه گردد
زین جا یابد بقا از این جا
یک بار دگر حجاب بردار
یک بار دگر برآ از این جا
این جاست شراب لایزالی
درریز تو ساقیا از این جا
این چشمه آب زندگانیست
مشکی پر کن سقا از این جا
این جا پر و بال یافت دلها
بگرفت خرد هوا از این جا



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.