گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۸۶

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوتر

هله کز جنبش تو کار همه نیکوتر

بدوان از پی مردان بنگر از چپ و راست

جسته از سنگ ستاره ز قمر مه روتر

یک به یک پیش تو آیند چو از جا بروی

همچو من بسته کمرها ز شکر خوش خوتر

در گلشن بگشاید ز درون صورت عشق

صورتش چون گل سرخ از گل تر خوش بوتر

عشق داوود شود آهن از او نرم شود

شیر آهو شود آن جا وزو آهوتر

هر یکی ذره شود عیسی و عیسی نفسی

مرگ جان بخش شود بلک ز جان دلجوتر

اندر آن حال اگر ماه ببوسد لب تو

گوییش خیز برو از بر ما آن سوتر

دل من پرسخنست ار چه دهان بربستم

تا بگوید خردی کوست ز ما خوشگوتر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سودابه مهیجی نوشته:

در مصرع آغازین قبل از “زوتر” نباید ” هله” باشد

شمس الحق نوشته:

درست است ! بنازم بر این نازک بینی . در نسخه چاپ سنگی حقیر چنین است .

شمس الحق نوشته:

اصلاحیه :
… حقیر نیز چنین است .

کانال رسمی گنجور در تلگرام