گنجور

بخش ۶۶ - تمامی قصهٔ آن فقیر و نشان جای آن گنج

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر ششم
 

اندر آن رقعه نبشته بود این

که برون شهر گنجی دان دفین

آن فلان قبه که در وی مشهدست

پشت او در شهر و در در فدفدست

پشت با وی کن تو رو در قبله آر

وانگهان از قوس تیری بر گذار

چون فکندی تیر از قوس ای سعاد

بر کن آن موضع که تیرت اوفتاد

پس کمان سخت آورد آن فتی

تیر پرانید در صحن فضا

زو تبر آورد و بیل او شاد شاد

کند آن موضع که تیرش اوفتاد

کند شد هم او و هم بیل و تبر

خود ندید از گنج پنهانی اثر

هم‌چنین هر روز تیر انداختی

لیک جای گنج را نشناختی

چونک این را پیشه کرد او بر دوام

فجفجی در شهر افتاد و عوام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام