گنجور

بخش ۶۰ - باز مکرر کردن صوفی سال را

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر ششم
 

گفت صوفی قادرست آن مستعان

که کند سودای ما را بی زیان

آنک آتش را کند ورد و شجر

هم تواند کرد این را بی‌ضرر

آنک گل آرد برون از عین خار

هم تواند کرد این دی را بهار

آنک زو هر سرو آزادی کند

قادرست ار غصه را شادی کند

آنک شد موجود از وی هر عدم

گر بدارد باقیش او را چه کم

آنک تن را جان دهد تا حی شود

گر نمیراند زیانش کی شود

خود چه باشد گر ببخشد آن جواد

بنده را مقصود جان بی‌اجتهاد

دور دارد از ضعیفان در کمین

مکر نفس و فتنهٔ دیو لعین

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام