گنجور

بخش ۱۹ - در آمدن ضریر در خانهٔ مصطفی علیه‌السلام و گریختن عایشه رضی الله عنها از پیش ضریر و گفتن رسول علیه‌السلام کی چه می‌گریزی او ترا نمی‌بیند و جواب دادن عایشه رضی الله عنها رسول را صلی الله علیه و سلم

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر ششم
 

اندر آمد پیش پیغامبر ضریر

کای نوابخش تنور هر خمیر

ای تو میر آب و من مستسقیم

مستغاث المستغاث ای ساقیم

چون در آمد آن ضریر از در شتاب

عایشه بگریخت بهر احتجاب

زانک واقف بود آن خاتون پاک

از غیوری رسول رشکناک

هر که زیباتر بود رشکش فزون

زانک رشک از ناز خیزد یا بنون

گنده‌پیران شوی را قما دهند

چونک از زشتی و پیری آگهند

چون جمال احمدی در هر دو کون

کی بدست ای فر یزدانیش عون

نازهای هر دو کون او را رسد

غیرت آن خورشید صدتو را رسد

که در افکندم به کیوان گوی را

در کشید ای اختران هم روی را

در شعاع بی‌نظیرم لا شوید

ورنه پیش نور نم رسوا شوید

از کرم من هر شبی غایب شوم

کی روم الا نمایم که روم

تا شما بی من شبی خفاش‌وار

پر زنان پرید گرد این مطار

هم‌چو طاووسان پری عرضه کنید

باز مست و سرکش و معجب شوید

ننگرید آن پای خود را زشت‌ساز

هم‌چو چارق کو بود شمع ایاز

رو نمایم صبح بهر گوشمال

تا نگردید از منی ز اهل شمال

ترک آن کن که درازست آن سخن

نهی کردست از درازی امر کن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نازنین نوشته:

تا جاییکه می دونم این داستان منتسب به حضرت زهرا سلام الله علیهاست،نه عایشه!!

سیامک نوشته:

عایشه بگریخت بهر احتجاب
حضرت مولانا حضرت عایشه را قبول دارد واقعا مولوی افتخار مسلمانان اهل سنت هستن

صمد نوشته:

اگه دانستنی نازنین اینقدره باید کتابهاش عوض کنه

رضا نوشته:

ور نه پیش نور من رسوا شوید

کانال رسمی گنجور در تلگرام