گنجور

بخش ۱۵۰ - جواب گفتن امیر مر آن شفیعان را و همسایگان زاهد را کی گستاخی چرا کرد و سبوی ما را چرا شکست من درین باب شفاعت قبول نخواهم کرد کی سوگند خورده‌ام کی سزای او را بدهم

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر پنجم
 

میر گفت او کیست کو سنگی زند

بر سبوی ما سبو را بشکند

چون گذر سازد ز کویم شیر نر

ترس ترسان بگذرد با صد حذر

بندهٔ ما را چرا آزرد دل

کرد ما را پیش مهمانان خجل

شربتی که به ز خون اوست ریخت

این زمان هم‌چون زنان از ما گریخت

لیک جان از دست من او کی برد

گیر هم‌چون مرغ بالا بر پرد

تیر قهر خویش بر پرش زنم

پر و بال مردریگش بر کنم

گر رود در سنگ سخت از کوششم

از دل سنگش کنون بیرون کشم

من برانم بر تن او ضربتی

که بود قوادکان را عبرتی

با همه سالوس با ما نیز هم

داد او و صد چو او این دم دهم

خشم خون‌خوارش شده بد سرکشی

از دهانش می بر آمد آتشی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام