گنجور

بخش ۱۹۱ - ملامت کردن اهل مسجد مهمان عاشق را از شب خفتن در آنجا و تهدید کردن مرورا

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر سوم
 

قوم گفتندش که هین اینجا مخسپ

تا نکوبد جانستانت همچو کسپ

که غریبی و نمی‌دانی ز حال

کاندرین جا هر که خفت آمد زوال

اتفاقی نیست این ما بارها

دیده‌ایم و جمله اصحاب نهی

هر که آن مسجد شبی مسکن شدش

نیم‌شب مرگ هلاهل آمدش

از یکی ما تابه صد این دیده‌ایم

نه به تقلید از کسی بشنیده‌ایم

گفت الدین نصیحه آن رسول

آن نصیحت در لغت ضد غلول

این نصیحت راستی در دوستی

در غلولی خاین و سگ‌پوستی

بی خیانت این نصیحت از وداد

می‌نماییمت مگرد از عقل و داد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام