گنجور

بخش ۱۲۶ - بیان آنک هر کس را نرسد مثل آوردن خاصه در کار الهی

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر سوم
 

کی رسدتان این مثلها ساختن

سوی آن درگاه پاک انداختن

آن مثل آوردن آن حضرتست

که بعلم سر و جهر او آیتست

تو چه دانی سر چیزی تا تو کل

یا به زلفی یا به رخ آری مثل

موسیی آن را عصا دید و نبود

اژدها بد سر او لب می‌گشود

چون چنان شاهی نداند سر چوب

تو چه دانی سر این دام و حبوب

چون غلط شد چشم موسی در مثل

چون کند موشی فضولی مدخل

آن مثالت را چو اژدرها کند

تا به پاسخ جزو جزوت بر کند

این مثال آورد ابلیس لعین

تا که شد ملعون حق تا یوم دین

این مثال آورد قارون از لجاج

تا فرو شد در زمین با تخت و تاج

این مثالت را چو زاغ و بوم دان

که ازیشان پست شد صد خاندان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام