گنجور

بخش ۴ - التماس کردن همراه عیسی علیه السلام زنده کردن استخوانها از عیسی علیه السلام

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر دوم
 

گشت با عیسی یکی ابله رفیق

استخوانها دید در حفرهٔ عمیق

گفت ای همراه آن نام سنی

که بدان مرده تو زنده می‌کنی

مر مرا آموز تا احسان کنم

استخوانها را بدان با جان کنم

گفت خامش کن که آن کار تو نیست

لایق انفاس و گفتار تو نیست

کان نفس خواهد ز باران پاک‌تر

وز فرشته در روش دراک‌تر

عمرها بایست تا دم پاک شد

تا امین مخزن افلاک شد

خود گرفتی این عصا در دست راست

دست را دستان موسی از کجاست

گفت اگر من نیستم اسرارخوان

هم تو بر خوان نام را بر استخوان

گفت عیسی یا رب این اسرار چیست

میل این ابله درین بیگار چیست

چون غم خود نیست این بیمار را

چون غم جان نیست این مردار را

مردهٔ خود را رها کردست او

مردهٔ بیگانه را جوید رفو

گفت حق ادبار اگر ادبارجوست

خار روییده جزای کشت اوست

آنک تخم خار کارد در جهان

هان و هان او را مجو در گلستان

گر گلی گیرد به کف خاری شود

ور سوی یاری رود ماری شود

کیمیای زهر و مارست آن شقی

بر خلاف کیمیای متقی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

Fred نوشته:

آن کس که به حال خویشتن بی تفاوت است و به دنبال معجزه برای دیگران میگردد نادان است.

محسن خادمی نوشته:

معنی برخی اصطلاحات دشوار:

سَنیّ: رفیع. بلند.
درّاک: نیک دریابنده
رُفو: درست کردن و اصلاح دادن جامه
ادبار: سیه روزی . تیره بختی
شقی: بدبخت

احمد نوشته:

گفت حق ادبار اگر ادبارجوست—–>(ادبار اگر) باید به
به ادبارگر بمعنی بدبخت تصحیح شود .

شمس الحق نوشته:

جناب آقای احمد بیت اصلی بر طبق نسخه چاپ سنگی نیکلسون چنین است :
گفت حق ادبار هم ادبار جوست / خارِ روییده جزایِ کِشت اوست
در اینصورت معنی بیت تغییر میکند . با احترام

کانال رسمی گنجور در تلگرام