گنجور

غزل شمارهٔ ۵۴۷

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

صبح مرا به ظن غلط شام کرده‌ای

بی‌تاب مرا گنهی نام کرده‌ای

تا ذوق حرف تلخ تو حسرت کشم کند

ایذای من به نامه و پیغام کرده‌ای

از غایت مضایقه در گفت و گو مرا

راضی به یک شنیدن دشنام کرده‌ای

در غین مهر این که مرا کشته‌ای نهان

تقلید مهربانی ایام کرده‌ای

ترسم دمار از من بی‌ته برآورد

مرد آزمایی که تو در جام کرده‌ای

چشم تلافی ز تو دارم که پیش خلق

روی مرا به شبهه شبه فام کرده‌ای

از قتل محتشم همه احرام بسته‌اند

در دفع وی ز بس که تو ابرام کرده‌ای

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام